نمایش محتوا

 


شماره خبر :٥٣٦٣٢٨ 

  تاریخ انتشار خبر : شنبه ١٢ اسفند ١٣٩٦    ا   ١٣:٤٠
پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی برگزار کرد
جلسه «چیستی تمدن نوین اسلامی»
نشست69 از سلسله گفتگوهای نوین پژوهشی با موضوع: «چیستی تمدن نوین اسلامی» در تاریخ دوم اسفند ماه 96 برگزار شد.
پایگاه خبری تحلیلی بیداری اسلامی : برگزاری جلسه «چیستی تمدن نوین اسلامی»

این نشست آزاداندیشی، از جمله برنامه های پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی در هفته سوم تمدن نوین اسلامی بود که با حضور «حجت الاسلام دکتر والمسلمین جناب آقای دکتر حبیب الله بابایی»، عضو هیأت علمی و مدیرگروه مطالعات اسلام پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی به عنوان استاد ارائه کننده برگزار گردید.

 

گزارش جلسه و  اهم مطالب ارایه شده توسط حجت الاسلام دکتر حبیب الله بابایی:

در ایران، نگاه ما به تمدن فقط از بعد تاریخی است، به همین دلیل خلاءهای فکری بسیار زیادی در باب تمدن نوین اسلامی داریم که ما را در این مقوله به سمتی می­برد که به یک امر تشریفاتی تبدیل شود. بنابراین بحث در مفهوم تمدن نوین اسلامی ضروری است.

باید در نظر داشته باشیم که لفظ تمدن یک  تاریخ مفهومی در غرب دارد که ما بدون توجه به سابقه تاریخی آن در غرب، این لفظ را به کار می­بریم و این امر سبب شده بین توسعه، تجدد و تمدن خلط شود. با توجه به این که تمدن (Civilization) قرین با سکولاریسم در غرب اتفاق افتاد و با همین معنا در ادبیات عرب و سپس در ادبیات ما وارد شد، پس باید توجه کرد که در برداشت از تمدن در دام سکولاریسم نیفتیم. (نظیر آنچه که در مشروطه اتفاق افتاد)

نکته دیگر که مجالی جداگانه را می طلبد، بحث از کاربرد واژه «تمدن» است، آیا این واژه را بکار ببریم  یا باید واژه­های دیگری مثل: ملک مهدوی، امت اسلامی و... را جایگزین آن کنیم.

در وجه اسلامی بودن تمدن،  چند نوع بحث در این خصوص می توان ارائه داد؛

الف) مباحث ظواهر و واژگان اسلامی در تمدن اسلامی

ب) بحث از چگونگی استفاده از مصادر و منابع اسلامی در عرصه تمدن

ج) بحث از معیار اسلامی بودن تمدن: اساساً آیا روی ابعاد ظاهری دین اسلام، تمدن اسلامی بنا می­شود یا علاوه بر آن، امور باطنی و ایمانی را نیز در تمدن اسلامی باید مدنظر قرار داد (جالب این که اگر شاخص های ظاهری اسلام را در نظر بگیریم امکان نفاق و اگر شاخصه­های باطنی اسلام را در نظر بگیریم امکان تکفیر وجود دارد).

د) بحث اصول اسلامی تمدن که آیا اصل­های تمدنی منحصر به آیین وحیانی اسلام است؟ اگر اصل های تمدن اسلامی منحصر به وحی اسلامی است، حال چه اصول تمدنی را می­توانیم از قرآن استخراج کنیم و به ادبیات تمدنی ارائه دهیم که قابل تحدی باشد. از این رو برای اسلامی بودن تمدن،  باید اصول تمدنی از آموزه­های اسلامی و دینی استخراج کرده و به ادبیات جهانی ارائه کنیم که قابل محاجه و دفاع باشد.

هـ) رابطه اسلام و فرهنگ که تمدن متأثر از آن است، چیست؟ این موضوع، مباحثی از قبیل فرهنگ اسلامی، فرهنگ ایرانی، فرهنگ عربی و... را با تأثیرگذاری آن بر تمدن اسلامی بررسی می­کند.

در این جلسه از همه این بحث ها می ­گذریم و برای رسیدن به ماهیت و چیستی تمدن نوین اسلامی از دریچه­ ای دیگر به بحث توجه می­کنیم و آن این که برای بررسی ماهیت و چیستی تمدن نوین اسلامی، باید به نقطه های چالشی آن نیز توجه کرد.( البته اگر تمدن بزرگ مدنظر پهلوی ادامه پیدا می­کرد، به چنین چالشهایی برنمی­خوردیم چرا که پس از انقلاب بود که با نظریه تمدن نوین اسلامی، این چالش ها بوجود آمد)

چهار نقطه چالشی تمدن نوین اسلامی عبارتند از:

چالش 1 ـ نقطه خصم تمدنی

نقطه خصم تمدنّیِ تمدن نوین اسلامی، غرب است. در طول تاریخ همیشه غرب و شرق (چه شرق اسلامی و چه شرق قبل از اسلام) در تقابل بوده اند که  گاهی عرصه تقابل، میدان های  جنگ بین روم و ایران و جنگ های صلیبی و ... بوده و گاهی نیز عرصه تقابل، رقابت های فلسفی و فرهنگی بوده است. البته همواره جنگ در این نقطه تمدنی مطرح نیست ولی ادبیات این دو تمدن همواره خصومت آلود است و به ریشه های عمیق فرهنگی، دینی و تاریخی بر­می گردد.

در مقابل این نقطه خصم تمدنی، برخی تمدن های دیگر (other) همواره در کنار تمدن ما بوده اند و هستند و نه تنها از آنها به عنوان خصم یاد نمی­کنیم بلکه در تعامل با آن تمدن ها بوده ایم، ولی تمدن غرب همواره در مقابل ما ـ چه ایران اسلامی و چه ایران باستان ـ بوده است و خواهد بود که از آنها به عنوان خصم یاد می­شود.

راهکار چالش اول: اگر بخواهیم از این خصم تمدنی گذر کنیم (که البته اگر عبور نکنیم تمدن نوین اسلامی ساخته نخواهد شد) باید یک غرب شناسی تمدنی را به صورت کامل انجام دهیم در حالی که غرب شناسی ما  امروزه به فلسفه غرب منحصر می شود. اساساً در تلقی فرهنگی و نخبگانی از غرب (چه در حوزه و چه در دانشگاه)، ما به شدت غرب زده ایم و حتی در جایی هم که می خواهیم نقد کنیم، به صورت غربی عمل می کنیم. بنابراین ما نیاز به غرب شناسی تاریخی، موضوعی، انتقادی وتطبیقی داریم که اگر فعال نشود، لایه­های غرب زده جامعه هویدا نمی­شود و نمی­توان آن را تحلیل کرد و به مواجهه با آن با هدف ساختن تمدن نوین پرداخت.

چالش 2 ـ نقطه فتنه و آشوب

فتنه در اینجا به معنای قرآنی آن است که طبق آن، رژیم صهیونیستی است. اساساً خود یهودیان بر این باورند که اگر بخواهند بمانند باید تبدیل به یک تمدن شوند و بر اساس آن است که نظام های سیاسی، آموزشی، اقتصادی و... خود را تدوین کرده اند و  تمام ظرفیت های یهودیت را برای ابقای خود فعال کرده اند. (برای مثال آنها برای ایجاد یک تمدن نیاز به یک سرزمین تمدنی داشتند ـ اسرائیل ـ که آن را بدست آورند)  از این رو  برخورد نظام اسلام و صهیونیست، برخوردی تمدنی است که به مثابه یک نقطه آشوب تمدنی در نظر گرفته می­شود.

راهکار چالش دوم: در اینجا شناخت اسرائیل کفایت نمی­کند بلکه باید با این نقطه آشوب و فتنه برای ایجاد تمدن نوین اسلامی، مبارزه و قتال کرد.

چالش 3 ـ نفاق تمدنی

در درون دنیای اسلام نوعی آسیب وجود دارد که برگرفته از نگاه به ظواهر اسلامی و یا باطنیات در اسلام است که با محدود کردن نگاه به هر یک از این دو، دو آسیب نفاق و تکفیر (چه در شیعه و چه در اهل سنت) رخ می دهد و چه بسا برای از بین بردن اصول تمدنی اسلامی، همین دو آسیب کافی باشد. (البته نقش غرب  را در پاره پاره کردن و ایجاد تفرقه میان صفوف مسلمین و جهان اسلام نباید نادیده گرفت و این دو آسیب برای انجام نقشه های آنان تسهیل کننده است)

راهکار چالش سوم: برای عبور از این نقطه چالش ما دو راهکار مهم را ارائه می­دهیم:

اول این که باید مسیر ایجاد یک جامعه بزرگ اسلامی در دنیای اسلام را هموار سازیم و مهمترین راهکار ان نیز، تسهیل معیارهای مسلمانی است، یعنی هرچه ما معیارهای مسلمانی را سخت ­تر بگیریم، دامنه تمدنی تنگ تر می شود و بالعکس. البته این راهکاربیشتر برای مقابله با چالش تکفیر در نظر گرفته شده است.

دوم این که برای مقابله با چالش نفاق فردی و اجتماعی، نیاز به بالابردن معنویت در جامعه است. هرچه معنویت در جامعه بالاتر رود، تمدنی قوی­ تر و خالی از نفاق بوجود خواهد آمد. در این مورد برای بالابردن معنویت در یک تمدن می­توان از ظرفیت های پیوند دهنده یک جامعه کمال استفاده را کرد و باید از مسائل گسست دهنده در جوامع دوری جست. از ظرفیت های پیوند دهنده به مسأله حبّ و تصوف و جنبش­های عرفانی  می­توان اتکاء کرد. تأکید بر حبّ می­تواند لایه­های متعارض جامعه را به هم پیوند دهد و زمینه ایجاد تمدنی یکدست را بوجود آورد.

چالش 4 ـ نقطه ضعف تمدنی

مهمترین مسأله در ایجاد یک تمدن نوین، داشتنن اعتماد به نفس تاریخی و فرهنگی است. ما از نظر معرفتی، اخلاقی وعدالت دچار ضعف­هایی بوده و هستیم که در صورت عدم جبران، به ناامیدی منتهی می­گردد و اگر این ناامیدی و عدم اعتماد به نفس فراگیر شود، دیگر انتظار ایجاد یک تمدن نخواهیم داشت.

راهکار چالش چهارم: در واقع احیای اراده مسلمانان در دنیا برای بازسازی تمدن اسلامی، امروزه دوباره باید فعال شود و باید آن را در دستور کار خود و نسل امروز  قرار داد. در این زمینه بزرگانی در جهان اسلام، قدم هایی برداشتند اما بزرگترین قدم را انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) برداشت. اساساً آنچه که در ایران و دنیای اسلام پس ازانقلاب و توسط امام(ره) اتفاق افتاد احیای اراده مستعضفان بود که همان ایجاد اعتماد به نفس در جهان بود. بنابراین اگر امروزه در جای جای جهان اسلام شعار «ما می توانیم» سرداده می شود، در راستای احیای اعتماد به نفس جهت ایجاد یک تمدن نوین و شکوفاست.

خلاصه: این که این چهار چالش پس از انقلاب به وجود آمد که اگر راه دیگری غیر از انقلاب اسلامی را می­رفتیم، به این چالشها (به ویژه چالش خصم تمدنی و چالش نقطه نفاق و تکفیر) بر نمی­خوردیم و اگر اراده ما فعال نمی­شد در یک سیر غرب­زدگی گسترده و سنگین وعمیق­ در یک خواب جهانی به سر می­بردیم.

 لازم به ذکر است متن کامل نشست مذکور پس از آماده سازی از طریق کانال تلگرامی میز معارف و همین سایت   در اختیار علاقمندان قرار خواهد گرفت.

 

خروج




خدمات پرکاربرد

اطلاعیه ها

فرم های پرکاربرد ادارات